وقتی صحبت از «زبان مادری» میشود، معمولاً اولین چیزی که به ذهنمان میرسد زبانی است که از پدر و مادرمان شنیدهایم. اما موضوع کمی پیچیدهتر از این تعریف ساده است.
ممکن است کودکی در خانه ترکی بشنود، در مهدکودک و مدرسه فارسی صحبت کند و از سن پایین هم با انگلیسی آشنا شود. در چنین شرایطی کدامیک زبان مادری اوست؟ آیا زبان مادری همان زبان اول است؟ آیا یک کودک میتواند دو زبان مادری داشته باشد؟ و اصلاً حفظ زبان خانواده چه اهمیتی دارد؟
تعریف زبان مادری در منابع مختلف همیشه یکسان نیست. یونسکو اشاره میکند که این اصطلاح میتواند به زبانی اشاره داشته باشد که فرد ابتدا یاد گرفته، بیشترین تسلط را بر آن دارد، بیشتر از آن استفاده میکند یا آن را بخشی از هویت زبانی خود میداند. بنابراین حتی ممکن است یک نفر بیش از یک زبان مادری داشته باشد.
در ادامه، بدون پیچیدهکردن موضوع، همه این سؤالها را بررسی میکنیم.
زبان مادری دقیقاً چیست؟
سادهترین تعریف این است:
زبان مادری زبانی است که کودک در سالهای ابتدایی زندگی، به شکل طبیعی و از طریق ارتباط با افراد نزدیک خود با آن آشنا میشود.
این زبان معمولاً زبان خانواده است، اما الزاماً فقط زبان مادر نیست. ممکن است کودک آن را از پدر، مادر، مادربزرگ، پدربزرگ یا سایر افرادی که زمان زیادی با او میگذرانند یاد بگیرد.
به همین دلیل در منابع علمی و آموزشی، علاوه بر اصطلاح Mother Tongue از عبارتهایی مانند Home Language، Native Language و First Language نیز استفاده میشود؛ هرچند این اصطلاحات همیشه دقیقاً یک معنی ندارند. یونسکو نیز تأکید میکند که تعریف «زبان مادری» میتواند بسته به زمینه متفاوت باشد.
برای مثال، کودکی را تصور کنید که پدر و مادرش در خانه ترکی صحبت میکنند اما از دوسالگی بیشتر ساعات روز را در محیطی فارسیزبان میگذراند. ترکی میتواند زبان خانوادگی یا مادری او باشد، درحالیکه به مرور فارسی تبدیل به زبان غالب او شود.
پس زبان مادری را نباید فقط با این سؤال مشخص کرد که:
«کودک الان کدام زبان را بهتر صحبت میکند؟»
آیا زبان مادری همان زبان اول است؟
گاهی بله و گاهی نه.
زبان اول یا L1 معمولاً به زبانی گفته میشود که کودک در ابتدای زندگی آن را فرا میگیرد. در بسیاری از خانوادهها، زبان اول و زبان مادری یکی هستند.
اما همیشه این اتفاق نمیافتد.
فرض کنید خانوادهای ترکزبان در تهران زندگی میکنند. پدر و مادر با فرزندشان ترکی صحبت میکنند، اما کودک از سن پایین وارد مهدکودک فارسیزبان میشود و بیشتر دوستان و اطرافیانش نیز فارسی صحبت میکنند.
ممکن است پس از مدتی فارسی به زبان قویتر و پرکاربردتر کودک تبدیل شود؛ درحالیکه ترکی همچنان زبان خانوادگی و بخشی از هویت زبانی او باقی بماند.
به همین دلیل سه مفهوم را بهتر است از یکدیگر جدا کنیم:
- زبان مادری یا خانوادگی: زبانی که کودک از خانواده و محیط نزدیک دریافت میکند.
- زبان اول: زبانی که در سالهای ابتدایی زندگی فراگرفته میشود.
- زبان غالب: زبانی که فرد در یک مقطع زمانی بیشتر از آن استفاده میکند یا در آن مهارت بیشتری دارد.
جالب اینجاست که زبان غالب حتی ممکن است در طول زندگی تغییر کند.
آیا یک نفر میتواند دو زبان مادری داشته باشد؟
بله.
تصور کنید مادر با کودک فارسی صحبت میکند و پدر همیشه با او ترکی حرف میزند. اگر کودک از ابتدای زندگی به شکل طبیعی و مستمر با هر دو زبان در ارتباط باشد، میتواند هر دو را از زبانهای اولیه خود بداند.
یونسکو نیز تصریح میکند که بعضی افراد میتوانند بیش از یک زبان مادری داشته باشند.
اما یک نکته مهم وجود دارد:
دوزبانه بودن الزاماً به معنی داشتن دو زبان مادری نیست.
ممکن است کودکی تا پنجسالگی فقط فارسی صحبت کرده باشد و بعد از ورود به مدرسه یا مهاجرت، زبان دوم را یاد بگیرد. او میتواند در آینده کاملاً دوزبانه شود، بدون اینکه الزاماً هر دو زبان را زبان مادری خود بداند.
آیا صحبت کردن با کودک به دو زبان باعث سردرگمی او میشود؟
این یکی از رایجترین نگرانیهای والدین است؛ اما شواهد علمی از این تصور حمایت نمیکنند.
انجمن گفتار، زبان و شنوایی آمریکا (ASHA) تأکید میکند که یادگیری و استفاده از چند زبان باعث سردرگمی کودک نمیشود و بهخودیخود عامل تأخیر گفتار یا زبان نیست. کودکان در سراسر دنیا بدون مشکل با بیش از یک زبان رشد میکنند.
گاهی کودک دوزبانه وسط یک جمله از واژهای متعلق به زبان دیگر استفاده میکند؛ مثلاً بگوید:
«مامان my toy کجاست؟»
این اتفاق الزاماً نشانه گیجشدن کودک نیست. کودک در حال استفاده از مجموعه واژگانی است که در اختیار دارد و به مرور یاد میگیرد هر زبان را در چه موقعیتی و با چه کسی استفاده کند.
کودکان زبان مادری را چگونه یاد میگیرند؟
برای یادگیری زبان مادری لازم نیست کودک پشت میز بنشیند، فلشکارت حفظ کند یا قواعد دستوری بخواند.
زبان در سالهای ابتدایی زندگی بیش از هر چیز از دل ارتباط انسانی شکل میگیرد.
وقتی پدر به کودک میگوید:
«کفشهاتو بیار بریم بیرون.»
یا مادر هنگام آشپزی میگوید:
«این گوجه قرمزه، بذار با هم بشوریمش.»
در ظاهر اتفاق خاصی رخ نداده، اما کودک در همین مکالمات ساده با واژهها، جملهبندی، لحن، مفهوم و کاربرد زبان آشنا میشود.
او بارها کلمات را میشنود، واکنش دیگران را میبیند، ارتباط میان واژه و اتفاق را کشف میکند و کمکم خودش شروع به استفاده از زبان میکند.
به همین دلیل کیفیت تعامل مهمتر از این است که والدین دائماً کودک را وادار کنند کلمهای را تکرار کند.
زبان از زندگی روزمره یاد گرفته میشود، نه فقط از آموزش مستقیم.
ASHA نیز به خانوادهها توصیه میکند با کودک به زبانهایی صحبت کنند که خودشان در آن راحت هستند و از فعالیتهایی مثل حرف زدن، آواز خواندن، بازی و کتاب خواندن برای تقویت زبان استفاده کنند.
پیشنهاد تصویر برای این بخش
عکس طبیعی پدر یا مادر در حال کتاب خواندن و گفتوگو با کودک، ترجیحاً در فضای خانه؛ نه تصویر کلاس درس یا آموزش رسمی.
چرا حفظ زبان مادری کودک مهم است؟
اهمیت زبان مادری فقط به این نیست که کودک بتواند چند کلمه به زبان خانواده صحبت کند. زبان بخشی از ارتباط کودک با خانواده، فرهنگ و محیطی است که در آن رشد میکند.
ارتباط عمیقتر با خانواده
در بسیاری از خانوادهها، پدربزرگ و مادربزرگ یا سایر بستگان در زبان مادری خود راحتتر احساساتشان را بیان میکنند.
اگر کودک این زبان را بفهمد، ارتباط او با اعضای خانواده محدود به چند جمله ساده نمیشود. شوخیها، داستانهای خانوادگی، ضربالمثلها و حتی شیوه ابراز محبت بهتر منتقل میشوند.
زبان در چنین شرایطی دیگر فقط یک مهارت نیست؛ راه ارتباط میان نسلهاست.
ارتباط با فرهنگ و هویت
بخش زیادی از فرهنگ در زبان پنهان شده است.
بعضی اصطلاحات، شعرها، داستانها، شوخیها و شیوههای خطابکردن دیگران را نمیتوان بدون از دست رفتن بخشی از معنایشان به زبان دیگری ترجمه کرد.
به همین دلیل حفظ زبان خانوادگی میتواند به کودک کمک کند ارتباط مستقیمتری با پیشینه فرهنگی خانواده داشته باشد.
ایجاد پایه مناسب برای یادگیری
در محیط آموزشی نیز استفاده از زبانی که کودک آن را بهخوبی درک میکند میتواند یادگیری مفاهیم را آسانتر کند. یونسکو و یونیسف بر اهمیت آموزش مبتنی بر زبان مادری، بهخصوص در سالهای ابتدایی، تأکید کردهاند و آن را با یادگیری بهتر و دسترسی برابرتر به آموزش مرتبط میدانند.
آیا زبان مادری میتواند یک گویش باشد؟
بله.
زبان مادری قرار نیست حتماً زبان رسمی یک کشور یا زبانی با میلیونها گویشور باشد.
اگر کودکی از ابتدای زندگی در خانوادهای بزرگ شود که با یک زبان یا گویش محلی صحبت میکنند، همان شیوه زبانی میتواند بخش اصلی تجربه زبانی دوران کودکی او باشد.
بنابراین ارزش یک زبان را نمیتوان با تعداد گویشوران، رسمی بودن یا استفاده شدن آن در مدرسه سنجید.
برای کودک، زبانی که با آن صدای خانواده، قصههای مادربزرگ یا بازیهای دوران کودکی را تجربه کرده ممکن است اهمیت عاطفی بسیار بیشتری داشته باشد.
چرا بعضی کودکان زبان مادری خانواده را کمتر صحبت میکنند؟
این مسئله در خانوادههایی که زبان خانه با زبان جامعه متفاوت است بسیار رایج است.
کودک تا قبل از ورود به مهدکودک ممکن است بیشتر به زبان خانواده صحبت کند. اما ناگهان وارد محیطی میشود که مربی، دوستان، کارتونها، مدرسه و بسیاری از فعالیتهای روزانه همگی با زبان دیگری انجام میشوند.
طبیعی است که زبان جامعه به مرور سهم بیشتری از زندگی او بگیرد.
در این شرایط ممکن است اتفاق جالبی بیفتد:
والد به ترکی سؤال میکند و کودک کاملاً متوجه میشود، اما فارسی پاسخ میدهد.
این وضعیت لزوماً به این معنی نیست که کودک زبان خانواده را فراموش کرده است. گاهی توانایی درک زبان از توانایی صحبت کردن به آن قویتر باقی میماند.
اگر استفاده فعال از زبان کمتر شود، مهارت صحبتکردن نیز ممکن است به مرور ضعیفتر شود.
پیشنهاد تصویر برای این بخش
کودکی در محیط مدرسه یا جمع دوستان، در کنار یک تصویر خانوادگی در خانه؛ تصویری که تفاوت «زبان خانه» و «زبان جامعه» را نشان دهد.
آیا ممکن است زبان مادری فراموش شود؟
تا حدی، بله.
زبان هم مانند بسیاری از مهارتها تحت تأثیر میزان استفاده قرار میگیرد.
اگر کودکی سالها یک زبان را بشنود اما بعد تقریباً هیچ فرصتی برای صحبت کردن، شنیدن یا خواندن آن نداشته باشد، بخشی از تواناییهایش ممکن است کاهش پیدا کند.
این مسئله مخصوصاً زمانی بیشتر دیده میشود که زبان خانواده در محیط مدرسه، دوستان، رسانه و جامعه تقریباً استفاده نمیشود.
اما نکته مهم این است که برای حفظ زبان مادری لازم نیست خانه را به کلاس زبان تبدیل کنیم.
اتفاقاً بهترین شرایط زمانی ایجاد میشود که کودک دلیلی واقعی برای استفاده از زبان داشته باشد.
مثلاً برای صحبت با مادربزرگ، شنیدن یک قصه، بازی با پدر، دیدن یک برنامه مورد علاقه یا تعریفکردن اتفاقی که در طول روز افتاده است.
برای تقویت زبان مادری کودک چه کار کنیم؟
یکی از اشتباهات رایج این است که والدین تصور میکنند برای دوزبانه کردن کودک باید دائماً او را امتحان کنند:
«این چی میشه؟»
«بگو سیب.»
«حالا بگو قرمز.»
«نه، به فارسی نگو؛ به ترکی بگو.»
اگر این روش بیش از حد تکرار شود، زبان برای کودک میتواند از یک ابزار ارتباطی به یک تکلیف تبدیل شود.
راه طبیعیتر، استفاده از زبان در موقعیتهای واقعی است.
مثلاً هنگام لباس پوشیدن درباره رنگ لباس حرف بزنید. هنگام غذا خوردن درباره مزه غذا صحبت کنید. در ماشین شعر بخوانید. شبها قصه تعریف کنید و از اتفاقات روز بپرسید.
کتاب خواندن نیز یکی از سادهترین راهها برای افزایش تنوع واژگان است.
حتی اگر کتاب به زبان دیگری نوشته شده باشد، لازم نیست حتماً متن را کلمهبهکلمه ترجمه کنید. میتوانید تصاویر را نگاه کنید و داستان را با زبان خودتان تعریف کنید.
قاعده ساده این است:
هرچه زبان بیشتر با رابطه، بازی، تجربه و احساس همراه باشد، استفاده از آن برای کودک طبیعیتر خواهد شد.
پیشنهاد تصویر برای این بخش
پدر و کودک در حال بازی، مادر در حال گفتوگو هنگام آشپزی یا خانوادهای در حال خواندن کتاب کودک؛ تصاویر روزمره معمولاً از تصاویر آموزشی رسمی برای این مقاله مناسبترند.
آیا برای دوزبانه شدن باید هر والد فقط یک زبان صحبت کند؟
نه لزوماً.
روش معروف One Parent, One Language یا OPOL وجود دارد؛ یعنی مثلاً مادر همیشه فارسی و پدر همیشه ترکی صحبت کند.
این روش برای بعضی خانوادهها بسیار خوب جواب میدهد، اما تنها روش پرورش کودک دوزبانه نیست.
یک خانواده ممکن است در خانه کاملاً ترکی صحبت کند و کودک فارسی را از جامعه یاد بگیرد. خانواده دیگری ممکن است روزها یا موقعیتهای خاصی را به هر زبان اختصاص دهد.
مهمتر از اسم روش، این است که کودک ورودی زبانی کافی، باکیفیت و مستمر دریافت کند و فرصت واقعی برای استفاده از زبان داشته باشد.
ASHA نیز توصیه میکند والدین با کودک به زبانی صحبت کنند که خودشان در آن راحت و طبیعی هستند؛ استفاده از چند زبان به خودی خود موجب مشکل زبانی کودک نمیشود.
آیا زبان مادری روی یادگیری زبانهای بعدی تأثیر دارد؟
کودک هنگام یادگیری یک زبان، فقط مجموعهای از کلمات را حفظ نمیکند. او به تدریج متوجه میشود زبان چگونه برای انتقال مفهوم استفاده میشود.
یاد میگیرد سؤال چیست، داستان چگونه شکل میگیرد، یک اتفاق را چگونه تعریف کند و چگونه منظور خود را به دیگری منتقل کند.
این دانش زبانی میتواند در مواجهه با زبانهای دیگر نیز مفید باشد.
به همین دلیل حمایت از زبان خانه به معنی ایجاد مانع برای یادگیری زبان جامعه نیست. در بسیاری از رویکردهای آموزشی چندزبانه، زبان مادری بهعنوان پایهای برای حرکت به سمت زبانهای دیگر در نظر گرفته میشود. یونسکو نیز آموزش چندزبانه مبتنی بر زبان مادری را برای افزایش کیفیت و فراگیری آموزش توصیه کرده است.
اگر کودک دو زبان یاد بگیرد، ممکن است دیرتر حرف بزند؟
صرف دوزبانه یا چندزبانه بودن دلیل اختلال یا تأخیر زبانی محسوب نمیشود.
کودک دوزبانه ممکن است واژگانش میان دو زبان تقسیم شده باشد. برای مثال بعضی اشیا را فقط به فارسی و بعضی را فقط به ترکی نام ببرد. اگر فقط یکی از زبانها بررسی شود، ممکن است توانایی واقعی او کمتر از چیزی که هست به نظر برسد.
ASHA صراحتاً اعلام میکند استفاده از بیش از یک زبان باعث اختلال گفتار و زبان نمیشود.
اما این موضوع به این معنی نیست که هر تأخیری را باید به حساب دوزبانگی گذاشت.
اگر کودک در تمام زبانهایی که بهطور منظم با آنها مواجه است مشکلات قابلتوجهی در فهم یا بیان زبان دارد، بهتر است موضوع با متخصص گفتار و زبان بررسی شود. اختلالات رشدی زبان واقعاً وجود دارند و باید آنها را از تفاوتهای طبیعی رشد چندزبانه تشخیص داد.
مهمتر از تعداد ساعتها، کیفیت ارتباط است
گاهی والدین بیش از حد درگیر محاسبه ساعت میشوند:
«روزانه چند ساعت فارسی؟»
«چند ساعت ترکی؟»
«چند درصد انگلیسی؟»
میزان مواجهه با زبان مهم است، اما زبان را نمیتوان فقط با ساعت اندازه گرفت.
یک ساعت گفتوگوی واقعی، بازی، پرسش و پاسخ و کتاب خواندن با کودک ممکن است از چند ساعت پخش بودن تلویزیون در پسزمینه ارزش زبانی بسیار بیشتری داشته باشد.
کودک زبان را در تعامل یاد میگیرد.
وقتی چیزی میگوید و شما پاسخ میدهید، سؤال میپرسد و توضیح میدهید، جمله ناقصی میسازد و شما شکل کاملتر آن را در پاسختان استفاده میکنید، زبان در حال رشد است.
زبان مادری؛ چیزی فراتر از چند کلمه
شاید در نگاه اول زبان فقط وسیلهای برای صحبت کردن به نظر برسد، اما برای بسیاری از آدمها، زبان مادری صدای بخشی از زندگی آنهاست.
زبانی است که ممکن است با آن قصه شنیده باشند، دعوا کرده باشند، خندیده باشند یا صدای پدربزرگ و مادربزرگشان را به خاطر بیاورند.
به همین دلیل وقتی خانوادهای تصمیم میگیرد زبان خود را به نسل بعد منتقل کند، فقط در حال آموزش تعدادی واژه نیست.
در واقع بخشی از حافظه خانوادگی و فرهنگی خود را منتقل میکند.
و شاید همین موضوع بهترین پاسخ برای این سؤال باشد که:
«چرا باید زبان مادری را حفظ کنیم؟»
چند سؤال رایج درباره زبان مادری
آیا کودک میتواند سه زبان را همزمان یاد بگیرد؟
بله. کودکان میتوانند با بیش از دو زبان نیز رشد کنند. تعداد زبانها به تنهایی تعیینکننده موفقیت نیست؛ میزان و کیفیت مواجهه با هر زبان و فرصت استفاده از آن اهمیت زیادی دارد. چندزبانه بودن به خودی خود موجب سردرگمی یا اختلال زبانی نمیشود.
اگر کودک به زبان دیگری جواب بدهد باید مجبورش کنیم زبان مادری صحبت کند؟
معمولاً فشار و اصلاح مداوم بهترین راه نیست. میتوانید خودتان پاسخ را به زبان موردنظر ادامه دهید و فرصتهای طبیعی بیشتری برای صحبت کردن ایجاد کنید.
اگر کودک یک کلمه را در دو زبان قاطی کند مشکلی دارد؟
خیر. ترکیب زبانها در کودکان چندزبانه اتفاق غیرعادیای نیست و لزوماً نشانه سردرگمی محسوب نمیشود.
زبان مادری باید حتماً زبان مادر باشد؟
خیر. اصطلاح «زبان مادری» یک اصطلاح رایج است و الزاماً به زبان مادر بیولوژیکی کودک اشاره نمیکند.
آیا یادگیری زبان جامعه باعث از بین رفتن زبان مادری میشود؟
الزاماً خیر؛ اما اگر فرصت استفاده از زبان خانوادگی بسیار کم شود، توانایی فعال کودک در آن زبان میتواند به مرور ضعیف شود.
سخن پایانی
زبان مادری را نمیتوان فقط با یک تعریف لغتنامهای توضیح داد. برای یک نفر زبان مادری اولین زبانی است که شنیده، برای دیگری زبان خانواده و برای فردی دیگر زبانی است که بیشترین احساس تعلق را نسبت به آن دارد.
در مورد کودکان نیز آنچه اهمیت دارد، ایجاد یک محیط زبانی طبیعی و قابلاستفاده است.
اگر میخواهید فرزندتان زبان خانوادگی شما را حفظ کند، لازم نیست خانه را تبدیل به کلاس درس کنید. با او حرف بزنید، قصه تعریف کنید، بازی کنید، کتاب بخوانید و اجازه دهید آن زبان بخشی از تجربه واقعی زندگی او باشد.
کودکی که با دو یا چند زبان بزرگ میشود قرار نیست بین آنها یکی را انتخاب کند. اگر شرایط مناسب وجود داشته باشد، میتواند هر زبان را در جای خودش یاد بگیرد و از هرکدام برای ارتباط با بخشی از دنیای اطرافش استفاده کند.
شاید مهمترین نکته همین باشد:
زبان مادری زمانی زنده میماند که فقط «آموخته» نشود؛ بلکه در زندگی کودک استفاده شود.
